http://shop.softgozar.com/probuy.php?bz=28246&id3=26659
|
پسر محلاتی سلام! نظر یادتون نره درباره وبلاگ شغل : مهندس نرم افزار کامپیوتر (خدمات کامپیوتری نیایش رایانه) نصب ویندوزکامپیوتر و سرویس سیستم های خانگی در منزل و سرویس سیستم های اداری-فروش بازی.کارتون-نرم افزار و... با قیمت مناسب در شهرستان محلات آدرس:چهارراه مخابرات-روبه روی چاپخانه ی مهرانصاری.نیایش رایانه تلفن همراه: 09193961045 ---------------------------------------------- مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! --------------------------------------------- خداوندا : برای همسایه که نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی !! برای کسانی که روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم... آرشيو وبلاگ مطالب اخير نويسندگان لینک های مفید با سلام خدمت همشهریان عزیز تنها بیمارستان شهرستان محلات تا 8فروردین ماه 1391 به علت تعطیلات نوروزی و پر کردن اوقات فراغت پرسنل بیمارستان و دکترای عزیز تعطیل می باشد. لطفا در این چند روز بیمار نشوید و به عزرائیل بسپارید که او هم به تعطیلات نوروز برود و یا اینکه از همین الان به فکر حلالیت از آشنایان خود باشید. به پایان این بخش از خبرهامون رسیدیم. خودمون نمیدونیم چی گفتیم چی شنیدیم. /p موضوع مطلب : ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ :: ۱٢:۳٥ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
با عرض سلام و تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال 1391 نمایش طنز پشت کلانتری. کوچه اول . تیر چراغ برق در ایام نوروز تمدید شد. پس از استقبال گرم مردم فهیم و هنر دوست شهرستان محلات از سانس های خانوادگی این نمایش گروه فرهنگی هنری فردای ما تصمیم گرفت اجرای این نمایش را در ایام نوروز تمدید نماید تا شادی را بر صورت مردم عزیز شهرمون و میهمانان نوروزی نمایان کند. --------------------------------------------------------------------- زمان: 6 تا 9 فروردین 1391 مکان: سالن اجتماعات حضرت زینب موضوع مطلب : ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ :: ۱۱:٤۸ ق.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
نمایش طنز پشت کلانتری ، کوچه اول، تیر چراغ برق کاری از گروه هنری فردای ما
به کارگردانی عباس حایری
و با هنرمندی : محمود صفرزاده، محمد سلطان احمدی، علی آشوری، علیرضا رضایی، شقایق احمدی، علی محمدی، حدیث سلیمی، آزاده امیدبیگی
24 الی 29 اسفندماه سال جاری به روی صحنه میرود موضوع مطلب : ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤۳ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
توانست انتخابی شایسته از سوی مردم شریف محلات و دلیجان باشد. پس از شمارش آرا و در رقابتی سالم، آقای دکتر سلیمی از حوزه اتخابیه محلات و دلیجان با ۱۷۵۲۵ رای به مجلس راه یافت و با کسب اکثریت آرا توانست بار دیگر افتخار خدمت به مردم شریف محلات و دلیجان را نصیب خود کند.
با عرض تبریک خدمت جناب آقای دکتر سلیمی
موضوع مطلب : ۱۳ اسفند ۱۳٩٠ :: ۱٠:۱۸ ق.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
امیدوارم همه ی مردم ایران در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کنند و بار دیگر اقتدار و اتحاد ایران و ایرانی را به جهانیان ثابت کنند. ---------------------------------------- برای من فرقی نداره که نماینده شهرم کی بشه فقط واسم این مهمه که واقعا خادم مردم باشه و به فکر رفع کردن مشکلات شهر و مردم باشه.
موضوع مطلب : ٥ اسفند ۱۳٩٠ :: ۱:٠۳ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
امروز یک شنبه 90/11/23 اولین روز اجرای
نمایشعاشقستان
امیدوارم این نمایش هم مورد رضایت همشهریان عزیزمان واقع بشه.بچه ها 5 ماه تمرین کردن و وقت گذاشتن برای فرهنگ و هنر شهرمون پس با حضوری گرم و پرشور قدم روی چشمانمان بگذارید.
زمان و مکان : 23 الی 28 بهمن ساعت 18 سالن اجنماعات زینب (س) موضوع مطلب : ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ :: ٧:٤٦ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
نمایش "باید زندگی شاید"
کاری از گروه بیدل
گروه بیدل اعلام کرد که این کار نمایشی به دلیل شرکت در یکی دیگر از جشنواره های تئاتر متاسفانه نمیتواند در اسفندماه سال جاری در تالار بهمن روی صحنه برود.
این نمایش پیش از این موفق به دریافت
جوایز نخست باریگری مرد ، بازیگری زن ،
کارگردانی و نویسندگی در جشنواره
استانی و همچنین بازیگر برتر مرد و زن در
جشنواره منطقه ای کشور شد.
بازیگران: علی یگانه . نوش آفرین طوسی .
حسام الدین علامی . عسل طوسی
کارگردان: سهام الدین علامی موضوع مطلب : ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ :: ٩:٤٧ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
دو واژه پارسی درست
لطفاجهت آگاهی دوستان و احترام به کلمه پارس که همان فارس است, به دوستان فارسی زبان خود اعلام نمایید که:
سگ واق واق میکند نه پارس.
این ضربهای بود که از تازیان خوردهایم که میخواستند ما پارسیان را خرد و کوچک کنند که این لقب را به صدای سگان دادند.
به جای کلمه غذا از خوراک استفاده نمائید.
غذا در زبان عربی یعنی ادرار شتر - که این هم یکی دیگر از ضربههای تازیان هست که به هنگام خوردن شام یا ناهار به ایرانیان شکست خورده میگفتند ، بگویید: غذا میخوریم.
خواهشمندم این دو مورد را به دوستان پارسی زبان خود گوش زد کنید. جهت اطلاع بیشتر میتوانید به لغتنامه دهخدا مراجعه نمایید
موضوع مطلب : ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ۳:٢٩ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
سلام خدمت همه ی همشهریان و هنردوستان عزیز به امید خدا و همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان محلات سال 1390 با اجرای دو نمایش شاد و مهیج توسط گروه فرهنگی هنری فردای ما(عباس حایری) و گروه فرهنگی هنری تناک(عباس شانقی) را در پیش داریم. به امید موفقیت در اجرای این دو نمایش که باهدف شادی شما عزیزان تدارک دیده شده است. موضوع مطلب : ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ۳:٢٩ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
نمایـــــــــــش عاشــــــقــــــســــتان ---------------------------------------------------------------- کارگردان: عباس شانقی نویسنده: کیوان صباغ
با هنرمندی :
سمیه سهرابی، سید مسعود آقایی، غزاله غرباوی، علیرضا رضایی
تاریخ : 23 الی 28 بهمن ماه 1390 ساعت 6
محلات سالن حضرت زینب(س)
محل پیش فروش بلیط : خیابان 15خرداد - روبه روی چاپخانه انصاری - خدمات کامپیوتری نیایش رایانه بهائ بلیط : 2000تومان منتظر حضور سبزتان هستیم موضوع مطلب : ٩ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱۱:۱٢ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
نمایش "باید زندگی شاید"
کاری از گروه بیدل
از 1 تا 18 اسفند در سالن تجربه ی فرهنگسرای بهمن اجرا می شود.
این نمایش پیش از این موفق به دریافت
جوایز نخست باریگری مرد ، بازیگری زن ،
کارگردانی و نویسندگی در جشنواره
استانی و همچنین بازیگر برتر مرد و زن در
جشنواره منطقه ای کشور شد.
بازیگران:
علی یگانه . نوش آفرین طوسی .
حسام الدین علامی . عسل طوسی
کارگردان: سهام الدین علامی موضوع مطلب : ٢٦ دی ۱۳٩٠ :: ٩:٤٩ ق.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
"یک دامان ماه و ستاره" نویسنده:امیر دژاکام کارگردان:میثم کرمی زمان:ایام اربعین حسینی(23 دی الی 2 بهمن 1390) مکان:سالن حضرت زینب (س) موضوع مطلب : ٢٢ دی ۱۳٩٠ :: ۱۱:٤۳ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
باسلام خدمت همشهری عزیز/یه چیز مهم یادتون رفته نماینده محلات تاحالا برای شهرچه کارکرده اصلا تا حالا توشهر دیدینش نه چون نیازی نداره بیاداون هیچی شهردار یافرماندارچی انهاهمنیازی نیست بیان میدونی چراخوب پشت میز نشستن وفقط ساعت کاری پرکردن که بهتره تا اینکه در سطح شهر دور بزنن ومشکلات شهررابه بینن وبامردم درمورد مشکلات شهر صحبت کنن/ خوب نیازی به این کار نیست باباهمه جای دنیا درخت میکارن محلات درخت رامیبرن /میگن محلات هلند ایران هست ولی بیشتربه خرابه های شام میخوره کجای دنیارادیدیتوسطح شهربجای یه منظره زیبا همه جه سطل زباله بزارن راستی لوله ابی که قرار بود بیاد محلات کجا رفت اون هیچی وزیربهداشت اومد محلات چی کارکرد هیچی میدونی چرا چون کسی نبود جلوی وزیر بهداشت بایسته وبگه حرف هات مزخرفه محلات هوا خوبه درست خوش اب وهواست درست شهر گل وگیاست درست ولی این دلیل برمریض نشدن کسی ونبود امکانات بهداشتی نیست چرا مانع ازساختن بیمارستان خصوصی نزدیک مدرسه منصوری میشن/حرف اخرچرا در محلات اشتغال زایی نمیشه محلات چی کم داره سرمایه تحصیل کرده یا پارتی /خیابون های محلات بشتر شبیه خط مقدمه سرجنگل دوتا چاله بزرگ داره ربروی پیتزا یل .................................. سلام با تشکر ازشما دوست عزیز...مشکلات شهر محلات بسیار زیاد هست .پارک جنگلی منتهی به کتابخانه زباله دانی و محل گردش شبانه ی سگهای ولگرد چهرهای بسیار زشت وزننده دارد میدان استادیوم که با همفکری مهندسان ایتالیایی و ژاپنی با تلاش شبانه روزی به ثمر رسیده است سرچشمه محلات که چند اتاق معمولی برای مسافران عزیز ندارد.ابرسانی بسیار ضعیف .و مشکلات بسیار زیاد دیگر که در شعن شهر گل ایران ومردم محلات نیست.
موضوع مطلب : ۸ دی ۱۳٩٠ :: ٥:٢۱ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
باسلام خدمت همه ی شما همشهریان عزیز
قصد داریم مشکلات شهرستان محلات و کشور را در قالب
نمایشنامه و فیلمنامه تهیه کنیم و به اجرا درآوریم.لطفا نظر یا
پیشنهادات خود را در از طریق تلفن همراه مدیر وبلاگ یا ایمیل
و یا در قسمت نظرات همین پست در اختیار ما قرار دهید.
با تشکر موضوع مطلب : ۸ آذر ۱۳٩٠ :: ۱۱:٠٢ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
با سلام خدمت همه ی دوستان و همشهریان عزیز این بار قصد دارم مشکلات شهرستان محلات را به صورت کلی و مهمترین مشکلات را بگم. محلات یکی از شهرستان های استان مرکزی هست که یک شهر تاریخی به شمار می رود.این شهر در حال حاظر به شهر گل و گیاه معروف است ولی در هیچ نقطه ای از این شهردر هیچ فصل سال گل وگیاهی نمیبینیم.این شهر منابع سنگ فراوان و با ارزشی دارد که صاحبان این معادن و مسئولین اصلا به فکر نسل آینده نیستند و به طور مداوم در حال استخراج سنگ هستند. مرتب صحبت از بحران آب هست ولی وقتی که لوله های فرسوده ی آب شهر می ترکد بعد از چند روز برای جلوگیری از آب اقدام میکنن.این شهر جز سرچشمه دیگه کجارا داره واسه تفریح؟از بس رفتیم سرچشمه دیگه سرچشمه از ما بدش میاد.نه سینما داره نه پارک.سینما داشت ولی الان خوابگاه دانشجویی هست و فقط میخواستن به اسم سینما وام های زیادی که میدادنا بگیرین.دلمون به نمایش و تئاتر شهر خوشه که اونم سالی2بار شایدنمایشی برای اجرا داشته باشن.البته حق دارن که دیر به دیر اجرا کنن.چون سالن زینب که تنهاترین سالن نمایش شهر هست با این که دولتی هستش کلی پول کرایه سالن میگیره و بچه های نمایش باید یه چیزی از جیب بذارن.همه ی شهرهای استان فرهنگسرا داره ولی محلات 10ساله که میخوان واسش فرهنگسرا بسازن و هنوز تکمیل نشده. میگن بودجه نیست.محلات 11تا مسجد از میدان مصطفی خمینی به سمت بالا داره.هرکدوم از این مسجدها 100متر هم ازهم فاصله ندارن.آخه چرا این همه مسجد میسازین؟بخدا مسجد هست نمازخون نیست.مردما تشویق کنین به نمازجماعت نه اینکه هی مسجد بسازین.فکر کنم مسئولین به نصفه کاره ساختن اماکن عمومی علاقه دارن.مصلی با هزینه 7میلیارد نصفه کاره رها شد بعد رفتن سراغ مسجدالقائم اونجا هم 4 طبقه ساختن که خدا میدونه میخوان چه کار کنن.به خدا اگه 500میلیون از این 7میلیاردا میدادین تا فرهنگسرا تکمیل بشه ثواب داشت.اما آقایان راحت باشن مردم مهم نیستن.مکان تفریحی نیست اونوقت میگن چرا جوونای شهر تو خیابون هستن.قیمت های خونه و اجاره خونه و مغازه شده به نرخ تهران.اگه اینطوریه بریم تهران بهتره.خداراشکر کار هم که پیدا نمیشه.یه چیزی هم بگم بد از بدتر.محلات تنها شهر استان بود که شهرداری و بیمارستان داشت.الان این شهرداری با سابقه میدان های قشنگی تو شهر میسازه که شبیه بازی فکریه.آقایون اگه واقعا هدفتون سرگرم کردن مردمه راه های بهتری هم هست.آبروی شهرا بردین با این میدان های مسخره.امروز خیابونا را آسفالت میکنن فردا یادشون میفته لوله آب نکشیدن و خراب میکنن.در مورد بیمارستان هم باید بگم که با اینکه محلات تنها شهری بوده که بیمارستان داشته الان هنوز باید به خاطر نبود دکتر و ... بدبختی بکشیم. موضوع مطلب : ۱٧ آبان ۱۳٩٠ :: ٤:۳٥ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه
تموم خطوط تلفن،تالارهای گفتگو و ایمیلها اشغال می شه....
همه جا پر میشه از این که:
رنجوندمت،پشیمونم،منو ببخش
تو را عاشقانه می پرستم
مراقب خودت باش.
اما بین این همه پیام یکی تکون دهنده تره:
همیشه عاشقت بودم ولی هیچ وقت بهت نگفتم!
پس عشق و محبت را تقدیم آنکس که دوستش داریم کنیم شاید که دیگر فردایی نباشد. موضوع مطلب : ۱۸ مهر ۱۳٩٠ :: ٤:٤۱ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
پروردگارا
داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم
چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
موضوع مطلب : ۱۸ مهر ۱۳٩٠ :: ٤:۳٠ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
بوی عیدی .... بوی توپ... بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو...
بوی یاس جانماز ترمه ی مادر بزرگ....
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب....
با اینا زمستونا سر میکنم. با اینا خستگیما در میکنم موضوع مطلب : ۱۳ مهر ۱۳٩٠ :: ۱٠:۳٤ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
خدمات کامپیوتری نیایش رایانه
به یک همکار خانم آشنا به کامپیوتر نیازمندیم.
آدرس: محلات - خیابان 15خرداد روبه روی چاپخانه انصاری
تلفن : 3240363 - 09193961045 - 09370670145 موضوع مطلب : ٢٦ شهریور ۱۳٩٠ :: ٤:٠۳ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
بازهم رویارویی استقلال و پرسپولیس
به نظر شما این بار کدام تیم برنده دربی خواهد بود؟
آیا پرسپولیس خاطره شیرین 6تای ها را تکرار می کند؟
آیا حمید استیلی می تواند با محبوبیتش را با برد بدست بیاورد؟
آیا استقلال سومین برد پیاپی خود را جشن می گیرد؟
آیاپرویز مظلومی می تواند این بار مقابل پرسپولیس زخمی پیروز شود؟
همه چیز در روز جمعه معلوم می شود موضوع مطلب : ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ :: ٤:٢٢ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
موضوع مطلب : ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ :: ٤:۱٦ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
عروس متولد ۷۰ و داماد هم متولد ۶۸ !!! کدام گزینه صحیح میباشد ؟! الف) من و شما ترشیدیم رفت ! ب) اینا خاله بازی راه انداختن ! ج) عرضه ی شوهر کردن نداری پشت سر مردم حرف نزن ! د) توانا بود هر که دانا بود …. ز شوهر دل پیر برنا بود ! (یعنی این عروس خانوم خیلی از تو دانا تر بوده که هیچ ، خیلی هم در جذب شوهر تو این زمونه تواناتر بوده،) موضوع مطلب : ۱٤ شهریور ۱۳٩٠ :: ٦:٤٠ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
میدان سرداران اولین و عجیبترین میدان شهر و یا حتی کشور میدان: به بچه ملاتیه میگن میدان چیست و مثال بزنید؟ میگه میدان یک سازه مهندسی به ارتفاع نیم متر و عرض یک متر و طول تقریبی دویست الی سیصدو پنجاه متر است که شهرداری ما آز آن برای پیچاندن مردم به دور خود و اسکول کردن اونا و خالی نبودن خیابان استفاده میکنه.مثل: میدان امام حسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین سر دکتر صدر میدان سردارااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان بعثت و میدان پشت فررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررمانداری
ادامه مطلب ... موضوع مطلب : ۱٤ شهریور ۱۳٩٠ :: ٦:٠٢ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
با عرض سلام همشهریان عزیز شهرستان محلات آیا تاکنون به این توجه کردید که شهرستان محلات با وجود این همه منابع چرا تاکنون پیشرفت نکرده است؟ در صورت استقبال از این مطلب و ارسال نظرات شما عزیزان دلیل پیشرفت نکردن شهر را با تمام اسناد و مدارک در اختیار شما همشهریان میگذارم. لطفا نظرات خود را به همراه دلایل عدم پیشرفت شهر در قسمت نظرات وبلاگ شرح دهید موضوع مطلب : ۱۳ شهریور ۱۳٩٠ :: ۸:٠٥ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
نظرات جدید همشهریان عزیز محلاتی در مورد مشکلات شهرستان محلات جداَ که باید به فکر مراکز بهداشتی و تفریحی و آموزشی در این شهر متمدن باشیم. باغهای موجود در شهر را خراب نکنید و بجای آنها آپارتمان بسازید. با این کار تمام مشکلات تهران را به این شهر وارد نکنید. به مشکل کمبود آب شرب رسیدگی کنید. مشکل بیکاری در این شهر جدی است. بجای ساخت مساجد فراوان ایجاد اشتغال کنیم. موضوع مطلب : ٦ شهریور ۱۳٩٠ :: ٧:٥٩ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
خداوند در مورد آنها از تو سوال نمی کند شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟ بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟
داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟
بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟ تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی؟ کردی،بلکه ازتو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتارکردی؟
تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خوداحساس شرمندگی می کردی؟ موضوع مطلب : ٢٠ تیر ۱۳٩٠ :: ٩:٠٠ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی
با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف،
خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد
و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود
.
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره
پرتقالی را جلوی چمشش دید. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و….
پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم
سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد.
این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت،
فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید،
ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد،
صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.
میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.
عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی
که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.
پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد،
با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود .
او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.
دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت
و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه
محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت :
” آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان .
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.
میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش،
چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود :
من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم .
هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم،
نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت .
بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد.
موضوع مطلب : ٦ خرداد ۱۳٩٠ :: ٦:٤٦ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
مراسم اردیبهشت تئاتر استان مرکزی در اراک برگزار شد این مراسم در تاریخ ٢٩/٠٢/١٣٩٠ در فرهنگ سرای آئینه شهرستان اراک با ٢ساعت و ٣٠دقیقه تاخیر برگزار شد که این امر واقعا تاسف بار است چراکه در کشور ما تنها چیزی که مهم نیست وقت هست و وقت.هنرمندان اراکی در این مراسم مورد احترام خاصی قرار گرفتند ولی هنرمندان سایر شهرستان ها با رفتار سرد مسئولین مواجه شدند. در طی مراسم سوابق نمایشی شهرستان ها در طول سال جاری به تصویر کشیده شد و در پایان از رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای مهدی ملک محمدی ، مسئول انجمن نمایش شهرستان محلات جناب آقای عباس حائری، و هنرمند فعال شهرستان جناب آقای میثم کرمی و هنرمند فعال و ویژه شهرستان جناب آقای عباس شانقی تقدیر به عمل آمد. به امید موفقیت بیشتر پیشکسوتان هنر نمایش شهرستان محلات
موضوع مطلب : ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ :: ٦:٥٧ ب.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
دیروز شیطان را دیدم ! در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود و فریب میفروخت . مردم دورش جمع شده بودند ، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند . توی بساطش همه چیز بود . غرور ، حرص ، دروغ ، خیانت ، جاهطلبی ... هر کسی چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد . بعضیها تکهای از قلبشان را میدادند و بعضی پارهای از روحشان را ... بعضیها ایمانشان را میدادند و بعضی آزادگیشان را ... شیطان میخندید و دهانش بوی گند جهنم میداد ... حالم را به هم میزد . دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم . انگار ذهنم را خواند . موذیانه خندید و گفت : من کاری با کسی ندارم ، فقط گوشهای بساطم را پهن کردهام و آرام نجوا میکنم . نه قیل و قال میکنم و نه کسی را مجبور میکنم چیزی از من بخرد . میبینی ! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند . جوابش را ندادم . آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت : البته تو با اینها فرق میکنی . تو زیرکی و مومن . تو ایمان داری و ایمان ، آدم را نجات میدهد . اینها سادهاند و گرسنه . به جای هر چیزی فریب میخورند . از شیطان بدم میآمد . حرفهایش اما شیرین بود . گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت . ساعتها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبهای پر از عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود . دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم . با خودم گفتم : بگذار یک بار هم که شده کسی ، چیزی از شیطان بدزدد . بگذار یک بار هم او فریب بخورد . به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم . وی آن اما جز غرور چیزی نبود ... جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم ... دستم را روی قلبم گذاشتم ،نبود ! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشتهام . تمام راه را دویدم . تمام راه لعنتش کردم . تمام راه خدا خدا کردم . میخواستم یقه نامردش را بگیرم ، عبادت دروغیاش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم . به میدان رسیدم ، شیطان اما نبود ... آنگاه همانجا نشستم و های های گریه کردم ... اشکهایم که تمام شد ، بلند شدم . بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم ... صدای قلبم بود ... همانجا بیاختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه قلبی که پیدا شده بود ...
عرفان نظر آهاری
حرف آخر :
خداوندا ! مگر نه اینکه من نیز چون تو تنهایم ؟ پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان . دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ... موضوع مطلب : ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ :: ٩:٤٩ ق.ظ :: نويسنده : محمد سلطان احمدی
موضوعات پيوندها
صفحات وبلاگ لینک های مفید |
||