http://shop.softgozar.com/probuy.php?bz=28246&id3=26659 http://www.20st.ir/marketing.php?wid=56080&Bname=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C#L5 پسر محلاتی

تاريخ : | | نویسنده : مدیر
داستان طنز

چهار تا دوست که ۱۵ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن. بعد از یه مدت یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون...

اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شرکت. پسرم انقدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد...

 دومی: جالبه. پسر من هم مایهء افتخار و سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد.

 سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت  ساختمانی بزرگ برای خودش تأسیس کرده و میلیونر شده... پسرم اونقدر  وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ???? متری بهش هدیه  داد.

 هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریک می گفتند که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات به خاطر چیه؟ سه تای دیگه گفتند: ما  در مورد پسرهامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم.  راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟

چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ  مخصوص کار میکنه. سه تای دیگه گفتند: اوه! مایهء خجالته! چه افتضاحی!

 دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقاً همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و  یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ???? متری هدیه گرفت!

 نتیجه‏ی اخلاقی: هیچوقت به چیزی که کاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نکن

 

SMS های یوزارسیف و زلیخا !!!داغ داغ!!!
۱-  خادم مردم مصر ( یوزارسیف) از فردا سفرهای استانی خود را آغاز خواهد کرد! یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف

۲- پیروزی حق بر باطل و آزادگی بر اسارت مبارک. جانشینی یوزارسیف بر تمامی آمون ستیزان خجسته باد! یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین

۳- خبر فوری : شناسایی و دستگیری جاسوسان معبد آمون در قصر توسط سربازان گمنام یوزارسیف

۴- قابل توجه کلیه کشاورزان محترم!  یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین یوزارسیف یوسف یوسف یوسف زلیخا زلیخا یوزارسیف قزوین

از اول دی ماه برای دریافت تسهیلات وام کشاورزی می توانید ، به دفتـر جناب یـــوزارسیف مراجعه فرمایید! 

۵- و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد

۶-    زلیخا ماند در این حسرت که یوسف گشت زندانی

                چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی

۷- زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند.

۸- یه ضرب المثل قزوینی میگه:   زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟

۹- قزوینیها با ۲۰۰۰ نفر جهت آزادی یوزارسیف عازم مصر شدند !!!

۱۰-  فرج الله سلحشور : صحنه پیشنهاد زلیخا چندین بار فیلمبرداری شد! چون مجبور شدیم به بازیگر نقش یوسف بفهمانیم که تو باید امتناع کنی!


 

  نظر يادتون نره!

حالا بريم سر اصل مطلب

اسب هنرمند

يه اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم . گوشي رو ميدن به مدير

سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام   مديره ميگه کار نيست    اسبه همينطور اصرار

ميکنه   مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟

اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم!

 

 

ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!


 

غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!


 

غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!

 

غضنفر زمين ميخوره، براي اينکه تابلو نشه تا خونه سينه خيز ميره!

 

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

 

به غضنفر مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟

ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم.
 

معما

سقراط مي گه يونانيها دروغ گو اند . خود سقراط يونانيه پس سقراط دروغ مي گه که يونانيا دروغ گو اند . بنابراين يونانيها راست گو اند پس سقراط راست مي گه که يونانيا دروغ مي گن حالا شما بگين يونانيا راست گويند يا دروغ گو؟

صندوقچه‌اي بهر دلت خواهم بود
دريا بشوي تو، ساحلت خواهم بود
اي يار! تو گر قايق عشقم باشي
من هم ملوان زبلت خواهم بود!


نضر یادتون نره 

 

 




  • نوراندیشان
  • قالب میهن بلاگ
  • کارت شارژ همراه اول
  • http://www.20st.ir/marketing.php?wid=56080&Bname=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C#L5